تبليغاتX
به وبلاگ میرامور خوش آمدید

                           

                        

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comخدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.comخدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.comwww.bahar-20.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.BAHAR-20.COMبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.comwww.bahar-20.com            قالب ، کد موزیک ، تصاویر زیباسازی وبلاگ ، فال      WWW.BAHAR-20.COMخدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.comخدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.comبهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

mohsiny51@yahoo.com     

سلام به همه بازدیدکنندگان گرامی!                                                                           

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:41 قبل از ظهر  توسط محمد جواد محسنی   | 
زمان ثبت نام رسمي نامزدهاي رياست جمهوري و شوراهاي ولايتي روز گذشته ساعت 5 عصر رسماً به کار خود پايان داد که شماره نامزدان رياست جمهوري به 42 تن و شوراهاي ولايتي به 2853 تن رسيد.
کميسيون انتخابات افغانستان پنجم تا هجدهم ثور را براي ثبت نام نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي ولايتي در کشور اعلام کرده بود. اين زمان ديگر تمديد نخواهد شد.
مقام هاي کميسيون مستقل انتخابات مي گويند؛ ۴۰ مرد و دو زن شامل فهرست نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري اين کشور هستند.
پيش از اين شماري از سياستمداران مطرح کشور براي نامزدي در انتخابات رياست جمهوري اعلام تمايل کرده بودند، اما با پايان زمان ثبت نام، نامهاي آنها در فهرست نامزدهاي انتخابات ديده نمي شود.
انوارالحق احدي، وزير پيشين ماليه، علي احمد جلالي وزير پيشين داخله و زلمي خليلزاد، سفير پيشين آمريکا درافغانستان و سازمان ملل، از کساني هستند که عليرغم ابراز تمايل قبلي شان براي شرکت در انتخابات به عنوان نامزد، ثبت نام نکردند.
حامد کرزي، رئيس جمهوري فعلي، دکتر عبدالله عبدالله، وزير پيشين خارجه و اشرف غني احمدزي، وزير پيشين ماليه، از نامزدهاي مطرح در فهرست نامزدان انتخابات هستند.
رمضان بشردوست، عضو مجلس نمايندگان و وزير پيشين پلان، عبدالسلام راکتي عضو ديگر اين مجلس و از فرماندهان پيشين طالبان، هدايت امين ارسلا، که از او در کابينه افغانستان به عنوان وزير ارشد نام برده مي شود، عبداللطيف پدرام رهبر حزب کنگره ملي، شهنواز تني، وزير دفاع دولت به رهبري داکتر نجيب الله، از ديگر نامزدهاي شناخته شده اين انتخابات هستند.
شهلا عطا، عضو مجلس نمايندگان و فروزان فنا، از نامهاي جديد در عرصه سياست، دو زن نامزد انتخابات رياست جمهوري هستند.
اما بيشتر کساني که شامل فهرست نامزدان انتخابات رياست جمهوري شده اند، شناخته شده نيستند و به نظر بسياريها در روند انتخابات خيلي تاثيرگذار و جدي نخواهند بود.
شماري از تحليلگران مي گويند ممکن است در نهايت تنها چند نامزد به عنوان نامزدهاي جدي با هم به رقابت بپردازند.
در روزهاي اخير گفتگوهاي زيادي ميان نامزدها و سياستمداران براي تشکيل ائتلاف ها و موضعگيري هاي انتخاباتي در جريان بوده است.
احتمالاً اين گفتگوها و چانه زنيها در کم کردن شمار نامزدها بي اثر نبوده است.
پيش ازاين گمان اغلب براين بود که شمار نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري بسياربيشتراز شمار کنوني خواهد بود.
ليست نامزدان رياست جمهوري اسلامي افغانستان به شرح ذيل مي باشد؛
1- حامد کرزي
معاونين: محمد قسيم فهيم و محمد کريم خليلي
2- داکتر عبدالله عبدالله
معاونين: هم ايون شاه آصفي و داکتر چراغ علي چراغ
3- اشرف غني احمدزي
معاونين: محمد ايوب رفيقي و داکتر محمد علي نبي زاده
4- ميرويس ياسيني
معاونين: امان الله پيمان و عبدالقيوم سجادي
5- رمضان بشر دوست
معاونين: محمد موسي بارکزي و حنيفه معروف
6- عبدالجبار ثابت
معاونين: محمد علي محمدي و عبدالجبار روفي
7- شهلا عطا
معاونين: الحاج داکتر عبدالحبيب سير و الحاج گل محمد ارزگاني
8- عبدالطيف پدرام
معاونين: نوراحمد برزين خطيبي و محمد ايوب قاسمي
9- هدايت امين ارسلا
معاونين: محمد اسماعيل قاسميار و شينکي ذهين کروخيل
10- شهنواز تني
معاونين: ديپلوم نثار احمد سليمي و محمد جان پامير
11- بشير بيژن
معاونين: عبدالغفار عرفاني و فاطمه نعيمي
12- محمد اکبر باي
معاونين: حبيب خان و محمد انور حسيني
13- فروزان فنا
معاونين: نسيم الله درمان و غلام جيلاني درماني
14- عبدالحسيب آرين
معاونين: عبدالفتاح غني خيل و ميرزا محمد ميا
15- سيدجلال کريم
معاونين: فيض محمد دقيق و غلام عباس واعظ زاده بهسودي
16- داکتر حبيب منگل
معاونين: داکتر محمد داوود راوش و نفس جهد
17- داکتر غلام فاروق نجرابي
معاونين: جنرال عبدالوکيل و خواجه غلام جيلاني صديقي
18- ذبيح الله غازي نورستاني
معاونين: سيد يوسف شجن پاچا و آقا سعيد
19- حسن علي سلطاني
معاونين: مصري خان مومند و عبدالرقيب
20- مولوي محمد سعيد هاشمي
معاونين: انجينر محمد معصوم و الحاج دگر جنرال محمد نعيم انصاري
21- انجنير هاشم توفيقي
معاونين: شاه ولي روحاني و غلام علي امين
22- شاه محمود پوپل
معاونين: محمد عليم راحق و شا جهان
23- محبوب الله کوشاني
معاونين: محمد زمان اطرافي و محمد شريف تره خيل
24- بسم الله شير
معاونين: محمد حسن توحيدي و داکتر سکندر خان حسين
25- محمد سرور احمد زي
معاونين: محمد کريم جليلي و سيد رسول
26- معتصم بالله
معاونين: محمد نسيم روضه باغي و افتخار احمد يوسفزي
27- عبدالغفور زوري
معاونين: طاهر محمد ظاهر اسلمي و عبدالرشيد ايمان
28- ملا عبدالسلام راکتي
معاونين: محمد اجمل حبيب صافي و محمد صادق
29- معين الدين الفتي
معاونين: خان محمد و ناديه
30- محمد داوود ميرکي
معاونين: محمد کبير و گلستان معرج
31- محمد نصير انيس
معاونين: ثريا دقيقي و حبيب الله نوري
32- عبدالمجيد صميم
معاونين: عبيدالله و شيد شاه آغار
33- عبدالقادر امامي غوري
معاونين: محمد ياسين کاتب و سلطان علي مرتضي نيکزاد
34- محمدياسين صافي
معاونين: محمد اسراييل و محمد عظيم طاهري
35- سيد جعفر هوفياني
معاونين: عبدالقادر و بسم الله درخشاني
36- حاجي رحيم جان
معاونين: محمد اعصار و ملک شاکرالله
37- داکتر گل احمد يما
معاونين: احمد شاه اثر و سليمان علي
38- بازمحمد کوفي
معاونين: زرمينه سحر و سيد محمد باقر اميري
39- ضياء الحق حافظي
معاونين: سيد محمد باقر مصباح زاده و حاجي سيد احمد همدرد
40- ملا غلام محمد ريگي
معاونين: انجنير ولي محمد اکسير و باز محمد يفتلي
41- سنگين محمد رحماني
معاونين: رجب گل و ضياالدين
42- نصرالله بريالي ارسلايي
معاونين: مولوي عبدالباقي ترکستاني و سيد محمد عالم اميني
43- محمد حکيم تورسن
معاونين: نصرالله زيارمل و داکتر سيد محمد ياسين علوي
44- محمد اکبر اوريا
معاونين: جنرال عبدالظاهر مرزاخيل و نورزيا چرخي
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط محمد جواد محسنی   | 

   گردهمایی بزرگ اعضا وهواداران حزب وحدت اسلامی افغانستان

   10/2/1388
حزب وحدت اسلامي افغانستان، تحت رهبري استاد خليلي معاون رئيس جمهور، امروز تاريخ 10 ثور، گردهمايي بزرگي تحت عنوان گردهمايي مشورتي و تصميم گيري را در ارتباط با انتخابات و تحولات اخير کشور برگزار نموده و در پايان آن يک قطعنامه دوازده ماده اي را به رسانه ها اعلام نمودند.
در اين گردهمايي که با حضور سه هزار نفر از علمأ، روشنفکران، متنفذين، موسفيدان وجوانان شماري از ولايات شمال، مناطق مرکزي، غرب و شهر کابل، در خيمه لوي جرگه برگزار شده بود، دستاوردها و چالشهاي موجود بر سر راه دولت را مورد بررسي قرار گرفته و موضع اعضا و هواداران حزب وحدت را در ارتباط با انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي ولايت اعلام گرديد.
استاد خليلي معاون رئيس جمهور روند جديد در کشور را به نفع همه مردم افغانستان خوانده و امتيازات نظام حقوقي و سياسي اين دوره نسبت به دوره هاي گذشته را توضيح داده گفت: اگر ما بخواهيم که وضعيت کشور ما بهبود يابد، راهي جز اين نخواهد بود که اساسات حقوقي و قانوني و ارزشهاي فصل جديد را از طريق تعميق برادري و همکاري ميان اقوام باهم برادر کشور تقويت نماييم. ما بايد نقاط قوت اين روند را پرورش داده و به حل خلاها و کاستي هاي موجود بپردازيم.
وي همچنان تصريح نمود که دولت در هفت سال گذشته دستاوردهاي بزرگي در عرصه رشد و توسعه اقتصادي، ساختار زيربناها، تأمين ارتباطات و مواصلات، ترقي و تعالي فرهنگي و معارف، تأمين آزاديهاي مذهبي و مدني داشته است. اما اين به معناي آن نيست که تمام مشکلات و چالشها حل گرديده و عدالت که اصل بنيادي در ارائه خدمات از سوي دولت است رعايت شده است.
به گفته وي دولت هنوز فاصله زيادي با تأمين صد در صد عدالت دارد؛ اما اميدواري ما بر اين است که آهنگ و جهت حرکت ما در اين دوره به سوي عدالت و برابري است.
معاون رئيس جمهور در بخش ديگر از سخنانش به بررسي جايگاه و موقف سياسي و مذهبي جامعه هزاره و شيعه در نظام کنوني پرداخته اظهار داشت: در هيچ نظام سياسي حقوقي گذشته هزاره ها و شيعه هاي کشور از جايگاهي که امروز از آن برخوردار است، برخوردار نبوده و حالا داراي حقوق برابر با ديگر اقوام باهم برارد کشور مي باشد.
همچنان وي به مشکلات و چالشهاي که جامعه هزاره و شيعه، هم اکنون با آنها مواجه است اشاره نموده و از اشتراک کنندگان اين گردهمايي خواست تا در جهت حل اين معضلات و همچنين هر تصميمي که در سطح کشور اتخاذ مي شود از شيوه عقلاني و خردمندي استفاده نموده و با مشارکت در بازسازي و نوسازي کشور، ديگر هموطنان خويش را ياري رساند.
همچنين در اين نشست سرور دانش وزير عدليه صحبت نموده و امتيازاتي را که قانون اساسي جديد نسبت به قوانين گذشته دارد برشمرده و نظام حقوقي، سياسي، فرهنگي و اداري موجود را تحليل و بررسي نمود.
وي خاطر نشان ساخت که رئيس جمهور حامد کرزي با توجه به مشکلات جامعه هزاره به صراحت اظهار ميدارد که اين مردم در حکومت آينده 20 % (بيست درصد) سهم خواهد داشت.
در ادامة برنامه غلام حسين داي فولادي نويسنده و تحليل گر، به ايراد سخن پرداخته و در باره اهميت شرکت در انتخابات، چگونگي موضع گيري در اين برنامه و اهميت رأي مردم در تعيين زعامت آينده کشور را به تحليل و بررسي گرفته و از حاضرين خواست تا در تصميم گيري هايش جانب عقلانيت و خرد ورزي را به خوبي رعايت کند.
وي با اشاره به چگونگي موضع گيري هزاره ها در انتخابات پيشرو گفت: سوالي مهمي که جامعه هزاره به آن بايد پاسخ گويد اين است که هزاره ها در انتخابات پيشرو بايد قدرت بسازد و يا قدرت را رهبري کند. به گفته وي معقول و منطقي اين خواهد بود که هزاره ها در اين دور بايد با يک انتخاب آگاهانه قدرت سازي نمايد.
همچنان شماري از سخنرانان ديگر به نمايندگي از هواداران حزب وحدت در ولايات باميان، غزني، ميدان وردک، دايکندي، غور، سرپل، جوزجان، هرات، پروان، بغلان، سمنگان، بلخ، کندز و پنجشير صحبت نموده و هر يک مشکلات و چالشهاي موجود در اين ولايات را بيان نموده و خواستار رسيدگي دولت آينده به آنها شدند.
در پايان اين گردهمايي؛ قطعنامه دوازده ماديي اعلام شد که در آن نظرها و پيشنهادهاي ارائه شده در اين گردهمايي انعکاس يافته بود.
در بخشي از اين قطعنامه ادامه رهبري حامد کرزي رئيس جمهور فعلي و تيم ايشان را براي يک دور ديگر به نفع مصالح علياي کشور دانسته و از آن پشتيباني نمودند.
همچنين در اين قطعنامه خواهان اصلاح واحدهاي اداري با معيار نفوس در سطح کشور، انکشاف متوازن، حل معضلات موجود از آن جمله مسأله کوچي ها و ده نشينان و شرکت وسيع مردم و همه جريان ها اعم از موافق و مخالف در انتخابات پيش رو، شدند.

منبع :شبکه افغانستان قلب آسیا

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 3:0 بعد از ظهر  توسط محمد جواد محسنی   | 

نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري افغانستان

يک: رمضان بشردوست:

متولد 1340 خورشیدی در منطقه ی قره باغ ولايت غزنی و دارای درجه دکترا در رشته ی حقوق و علوم سیاسی می باشد. آخرين وزير پلان افغانستان بود که بدليل اختلاس و فساد گسترده ان. جی. او های بين المللی و داخلی، دستور انحلال 1935 ان. جی . او را صادر کرد، اما با مخالفت شدید مقامات بلندپايه‌ی داخلی مانند اشرف غنی احمدزی، انورالحق احدی، حنيف اتمر و مقامات بين المللی مانند سفير وقت آمريکا زلمی خليل زاد مواجه شد. کرزی از اقدام بشردوست حمايت نکرد و او در نشستی خبری، استعفای خود را رسما اعلام نمود. بشردوست پس از استعفا در پارک شهر نو کابل خيمه ای را برپا کرد و ارتباط بی واسطه ی خود را با مردم گسترده تر نمود. ده ها هزار تن از نقاط مختلف افغانستان به پارک شهر نو آمدند و همبستگی خود را با او اعلام کردند. بشردوست در انتخابات پارلمانی توانست با رای چشم گير مردمی وارد پارلمان شود. از او به عنوان تنها کسی ياد می شود که آرایی که با آن وارد پارلمان شده آرایی ملی می باشد و به هيچ عنوان قومی، تنظيمی، گروهی و سمتی نبوده است. بشردوست تنها وکيل پارلمان افغانستان است که با افشای اسناد، از سیستم فاسد و حکومت دزدان و ناقضان حقوق بشر انتقاد کرده است. او همچنين تنها مقامی ست که مانند افراد عادی در خيابان های شهر قدم می زند و با مردم ديدار می کند. خيمه ی رمضان بشردوست معروف به " خيمه ی ملت" پس از پيروزی او در انتخابات پارلمانی از پارک شهر، به مقابل پارلمان و حاشیه ی خيابان دارالامان منتقل شد.تاکنون هيچ سندی مبنی بر اختلاس و سوء استفاده بشردوست و يا شرکت وی در جنگ های داخلی منتشر نشده است.

دو: حامد کرزی:

 در سال 1338 خورشیدی در ولايت قندهار بدنيا آمد. او با ارتباطات گسترده با سازمان های جاسوسی بويژه سیا ابتدا به جريان حامی طالبان پيوست. پس از سقوط طالبان بر مسند رياست دولت انتقالی نشست و در انتخابات سال 2004 ميلادی به عنوان رييس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان انتخاب شد. چنانچه در اين عکس نشان داده می شود، او پيش از دولت انتقالی مورد حمايت نيروهای ويژه آمريکایی قرار گرفته بود و با حمايت آمريکا توانست پست طراز اول را در کشور بدست آورد. در حدود هشت سال حکومت حامد کرزی، فقر، اختلاس، سوء استفاده، چور و چپاول دارایی های همگانی و تبعیض به يکی از اوج های خود رسید. حکومت او مشهور به حکومت جنايتکاران، دزدان و قاچاقچيان مواد مخدر از زمان محمد ظاهر آخرين پادشاه ديکتاتور افغانستان می باشد. گفته می شود احد ولی کرزی، برادر حامد کرزی پادشاه هرويين در جنوب افغانستان است، برادر ديگر وی محمود کرزی، مافيای اقتصادی را در کشور رهبری می کند و غنی کرزی برادر ديگر وی حلقه ی ارتباط حکومت او با مقامات عرب و طالبان می باشد. حامدکرزی به وعده های خود در زمينه های مختلف عمل نکرده است. ساختن جاده ی باميان کابل يکی از مواردی ست که او بارها وعده داده بود و انجام نشد. آغاز برنامه ی عدالت انتقالی نيز مورد ديگری بود که وعده ی آن را داده بود اما از انجام آن چشم پوشی نمود.

سه: گل آغا شیرزی:

قاچاقچی معروف مواد مخدر، کسی که به گزارش يک رسانه ی کانادایی، هفته ای يک ميليون دالر از قاچاق مواد مخدر و دزدی از عوايد گمرکی در آمد داشت، اکنون والی ولايت ننگرهار می باشد. او پيش از آن والی ولايت قندهار بود. گل آغا شیرزی علاوه بر قاچاق مواد مخدر و سوء استفاده و اختلاس گسترده، متهم به سرکوب روشنفکران در ولايت ننگرهار می باشد.

چهار: انور الحق احدی:

دانش آموخته رشته ی اقتصاد و علوم سیاسی از دانشگاه آمريکایی بيروت است. در سال 2002 به عنوان مدير بانک مرکزی افغانستان گمارده شد و پس از آن به عنوان وزير ماليه ی افغانستان. او تا روز پنجم فبروری سال روان به عنوان وزير مالیه فعاليت می کرد. پس از آن استعفا داد و علی رغم اينکه خود يکی از عناصر کليدی در ساختن سیستم فاسد حامد کرزی به شمار می رود، در نتيجه ی تب و تاب انتخابات، به دروغ های معمول انتخاباتی روی آورده و در صف منتقدان قرار گرفته است. بر اساس اسناد موثق مانند اسناد رياست مستقل مبارزه با فاسد و ارتشای اداری و نيز گزاش های معتبر، در فساد و اختلاس ميليون ها دالر از دارايی های همگانی مستقيم دست داشته است.از او به عنوان يکی از حاميان معنوی طالبان نيز یاد می شود. همچنين تلاش های او برای زير باز قرض بردن افغانستان و تلاش او برای خدمت به بانک جهانی زبانزد می باشد.او علی رغم اينکه مدتی در صدر گروه افغان ملت قرار داشت، اما بتازگی اين گروه اعلام کرده است که احدی نماينده ی آنان در انتخابات نمی باشد.انورالحق احدی يکی از غاصبان زمين های شیرپور در شهر کابل بين منطقه ی وزير اکبر خان و شهر نو نيز می باشد که کارنامه ی ايشان را پربار تر کرده است.

پنج: اشرف غنی احمدزی:

او يکی از متعصب ترين چهره های سیاسی افغانستان در سال 1949 ميلادی در ولايت لوگر بدنيا آمد. مانند انورالحق احدی دانش آموخته دانشگاه آمريکایی بيروت می باشد. در دوران رژيم طالبان، او يکی از حاميان معنوی طالبان شناخته می شد که با مصاحبه های خود، اين رژيم را رژيمی مردمی معرفی می نمود.او در پست های مختلف با بانک جهانی و سازمان ملل کار کرده است. در دوره ی حکومت انتقالی و دولت اسلامی افغانستان به رياست حامد کرزی به عنوان مشاور ارشد و وزير مالیه فعالیت نمود. برخی مقامات افغانستان مدعی اند که او زمانی که وزير ماليه بود، پول های هنگفت دولت را در حساب شخصی خود نگهداری می کرد. همچنين او ماه ها خلاف قانون کارمندان دولت علی رغم حاضر نبودن در وظيفه ی خود به عنوان رييس غير قانونی دانشگاه کابل شناخته می شد. او همچنين خود را نامزد دبيری کل سازمان ملل کرده بود که هيچ رایی نياورد و بان کی مون به عنوان دبير کل انتخاب شد. اشرف غنی تلاش های زيادی را برای جلب حمايت برخی مقامات آمريکایی مانند جان کری روی دست گرفته است اما اين تلاش ها تاکنون به جایی نرسیده است. گفته می شود او مورد حمايت بخش هایی از حکومت انگلستان که در ارتباط با طالبان می باشد و از عناصر بنيادگرا در افغانستان و پاکستان حمايت می کنند، قرار دارد.همچنين گفته می شود او تابعيت کشور آمريکا را دارد و از آنجایی که افغانستان قانون تابعيت دوگانه را امضا نکرده است، او شهروند افغانستان نمی باشد و شرکت او در انتخابات کاملا غير قانونی ست. اشرف غنی نيز مانند احدی که در ساختن سیستم فاسد حامد کرزی نقشی کليدی داشت، اکنون در نتيجه ی تب و تاب انتخابات به دروغ های انتخاباتی روی آورده و خود را منتقد سیستم معرفی می کند.

شش: علی احمد جلالی:

يکی از غاصبان شیرپور در شهر کابل، کسی که وزير داخله ی افغانستان در حکومت حامد کرزی بود و استعفا داد، در سال 1940 بدنيا آمد. او گفته بود که فهرستی از مقامات بلندپایه را در اختيار دارد که در توليد و قاچاق مواد مخدر دست دارند اما هيچگاه اين فهرست را افشا نکرد. هرچند پس از استعفا در گوشه ی امن آمريکا به زندگی خود ادامه داد اما اکنون گفته می شود که علت عدم افشای آن فهرست، معامله و زند و بند سیاسی آقای جلالی می باشد که اکنون وارد رقابت های انتخابات رياست جمهوری شده است.جلالی شهروند آمريکاست و مطابق قانون اساسی افغانستان شرکت او در انتخابات رياست جمهوری کاملا غير قانونی می باشد.

هفت: زلمی خليل زاد:

متولد سال 1951 ميلادی در شهر مزار شریف، فعلا شهروند آمريکا و مطابق قانون اساسی افغانستان شهروند افغانستان نمی باشد و شرکت او در انتخابات کاملا غير قانونی ست. او در پست های کليدی در دولت جرج بوش در آمريکا از جمله سفير اين کشور در سازمان ملل، سفير اين کشور در عراق و سفير اين کشور در افغانستان کار کرده است. از زلمی خليل زاد نيز به عنوان يکی از حاميان معنوی طالبان ياد می شود، کسی که در زمان حضور خود در افغانستان به عنوان سفير آمريکا، به حمايت جريان خاصی در بدنه ی دولت همت گمارده بود و در تصميم های عمده ی حامد کرزی نقش بسزایی داشت. معروف است که زلمی خليل زاد امکانات ايالات متحده ی آمريکا را در افغانستان در انحصار افکار و رفتار قبيله ای خود قرار داده بود.

هشت: عبدالله عبدالله

متهم به دست داشتن در جنايات جنگی، يکی از نزديکان و مشاوران احمدشاه مسعود که سال ها بعد خود او در رديف يکی از متهمان به قتل فرمانده ی خود قرار گرفت، در سال 1961 ميلادی بدنيا آمد. او دانش آموخته ی دانشگاه کابل است.عبدالله سال ها به عنوان وزير امور خارجه ی دولت برهان الدین ربانی و حامد کرزی کار کرد و مشهور است که اداره ی او يکی از فاسد ترين ادارات بود که اختلاس و زد و بند در يکی از اوج های خود قرار داشت.

نه: شهلا عطا:

اولين زنی ست که از حضور خود در رقابت های انتخابات رياست جمهوری افغانستان خبر داده است. او در سال 1346 خورشیدی در شهر کابل بدنيا آمده و اکنون به عنوان وکيل در پارلمان افغانستان حضور دارد.

ده: عبدالعلی سراج:

خود را متعلق به خاندان شاهی می داند و خوشحال می شود که به او بگويند شاه زاده. او متعهد شده که چنانچه رييس جمهور شود گفتگوهای سازنده ای با سران طالبان روی دست خواهد گرفت. به نظر می رسد گفتگوی سازنده ی شاهزاده يعنی سهیم کردن بيشتر آنان در قدرت و تغيير و تبديل قوانين به نفع گروه تاريک طالبان.

يازده: نصرالله بریالی:

گفته می شود با اجازه ی طالبان از ولايت ننگرهار وارد رقابت های انتخابات رياست جمهوری می شود و مهمترين وظيفه ی خود را پس از انتخاب شدن به عنوان رييس جمهور مذاکره با سران طالبان اعلام کرده است.

 منبع:شبکه افغانستان قلب آسیا

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط محمد جواد محسنی   | 

 

1.      رضا

مستقل

2.      سيداسحق حسينی

مستقل

3.      سيد خادم علوی

حزب اقتدارملی

4.      غلام سرور صحرايی

مستقل

5.      حاج اسحق علی رضائی

مستقل

6.      حاجی سيد اسحاق اخلاقی

مستقل

7.      بھرام نظری

مستقل

8.      اکبر رضايی

مستقل

9.      سيد آقا حسين

مستقل

10. حسين علی منتظری

حزب وحدت اسلامی افغانستان

11. ابراھيم مجاھد

حزب وحدت اسلامی افغانستان

12. شيما رستميان

مستقل

13. سيد محمود ھاشمی

مستقل

14. صفدر علی زارع

حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان

15. صديقه موسوی

مستقل

16. عارف حسين داوری

حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان

17. قمبر عارفی

مستقل

18. محمد سرور محمدی

حزب وحدت اسلامی افغانستان

19. ميرزا حسين رضايی

حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان

20. غلام سرور ھزاره

مستقل

21. سيد محمد سادات ناصری

مستقل

22. ريحانه آزاد

مستقل

23. سليمانعلی بليغ

مستقل

24. رشيده شھيدی

حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان

25. رضا حکمتيار

حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان

26. محمد علی محسنی

مستقل

27. محمد جان

مستقل

28. حاجی محمد غدير مھدوی

مستقل

29. محمد رحيم اخلاقی

مستقل

30. محمد ناصر بيانی

حزب وحدت اسلامی افغانستان

31. محمد جواد سالک

مستقل

32. در محمد مصباح

حرکت اسلامی افغانستان

33. شاه قربان ھاشمی

مستقل

34. رويدار حقانی

حزب وحدت اسلامی افغانستان

35. نظر محمد رحيمی تمران

مستقل

36. محمد حسين روفی

حزب انسجام ملی افغانستان

37. محمد رجا

مستقل

38. سيد ظاھر حسينی کيسو

مستقل

39. ناظر حسين فقيری

مستقل

40. محمود احمدی

مستقل

41. دستگير حاجی انصاری

42. محمد امير توسلی

حزب انسجام ملی افغانستان

43. غلام حيدر صالحی

مستقل

44. ابراھيم رحمانی بلوچ

حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان

45. اسد لله ھدايت

مستقل

46. عبدالطيف احمدی سياه چوب

مستقل

47. خادم حسين رضايی

حزب وحدت اسلامی افغانستان

48. سيد عصمت لله

مستقل

49. غلام حيدر احسان

مستقل

50. نور محمد غفوری

مستقل

51. محمد حکيم شريفی

مستقل

52. غلام سرور مستری

مستقل

53. محمد امين بخشی نژاد

مستقل

54. سلمانعلی ناصری

مستقل

55. نور علی توکلی

مستقل

56. ھادی رحيمی زاده

حزب وحدت اسلامی افغانستان

57. انور مبلغ

مستقل

58. محمد اسحاق کريمی

مستقل

59. احمد جاويد اکبری

مستقل

60. سھراب اعتمادی

حزب وحدت اسلامی افغانستان

61. محمد امين عارفی

مستقل

62. محمد اکبر جويا

حزب وحدت اسلامی افغانستان

63. محمد داد نيازی

مستقل

64. محمدعلی نويد

مستقل

65. صادق ميرزايی

مستقل

66. علی اکبر جمشيدی

مستقل

67. محمد واعظ زاده

مستقل

68. غيرت جواھری

مستقل

69. ابوذر ناصری

مستقل

70. محمد علی رجايی

مستقل

71. محمد باقر خان تيموری

مستقل

72. شفيقه آزاده حکيمی

مستقل

73. محمد جان جوادی

مستقل

74. صفيه شاه عالمی

مستقل

75. اسماعيل نگارش

مستقل

76. حاجی علياور

مستقل

77. نادر علی رحيمی

مستقل

78. آمنه مددی

حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان

79. نصرلله حقانی

حزب انسجام ملی افغانستان

80. عارف انديشمند

مستقل

81. تاج محمد زاھد

مستقل

82. سيد محمد جويا

مستقل

83. قربان معصومی

مستقل

84. غلام يحيی اخلاقی

مستقل

85. ياسين اکبری

حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان

86. حذايار مجاھد

حزب اقتدار اسلامی ملی افغانستان

87. حبيب لله طاھری

مستقل

88. سيد عسکر ھاشمی

حزب اقتدار اسلامی ملی افغانستان

89. طاھره مرادی

حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان

90. امين لله مالی

مستقل

91. محمد عيسی تقدسی

حزب وحدت اسلامی افغانستان

92. رجب جلالی

مستقل

93. لعل محمد رافت

مستقل

94. علی بخش اکبری

مستقل

95. حسين علی دانش

مستقل

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 2:14 بعد از ظهر  توسط محمد جواد محسنی   | 
 

عذرا جعفری

اولين شهردار زن در افغانستان

عذرا جعفری، اولين شهردار زن در افغانستان می باشد که بتازگی به عنوان شهردار ولايت دايکندی انتخاب شده است

کابل پرس: عذرا جعفری، اولين شهردار زن در افغانستان می باشد که بتازگی به عنوان شهردار ولايت دايکندی انتخاب شده است. خانم جعفری اميدوار است که بتواند در يکی از فقيرترين ولايات افغانستان يعنی دايکندی، دست به تحولات مثبتی بزند. دايکندی ولايتی ست که تقريبا پنج ماه تمام راه ها به آنجا مسدود می باشد. طبق هشداری که اخيرا وکلای اين ولايت داده اند، در صورت عدم کمک به مردم، شاهد يک فاجعه ی انسانی در اين ولايت خواهيم بود.

خانم عذرا جعفری در حالی به عنوان شهردار ولايت دايکندی انتخاب می شود که همتای پيشين او هارون آرش متهم به اختلاس در فروش بیش از یک هزار و پانصد قطعه زمین به متقاضیان شهرک جدید نیلی و حیف و میل عواید شهرداری می باشد و علی رغم پافشاری مردم برای حساب و کتاب و برگردان پول آنان، از اين ولايت فرار کرد. اکنون به نظر می رسد، خانم عذرا جعفری باید علاوه بر اينکه وضعيت نابسامانی را که توسط هارون آرش بوجود آمده جبران کند، برای بازگرداندن حقوق مردم نيز تلاش های خود را انجام دهد. هارون آرش شهردار پيشین فرار کرده و از آنجا که حکومت کرزی نشان داده که دزدان، قاچاچيان مواد مخدر و ناقضان حقوق بشر تحت تعقيب قرار نمی گيرند، بازداشت و محاکمه ی او نيز بعيد به نظر می رسد.

پيش از خانم جعفری، حبيبه سرابی، زن ديگری بود که به عنوان نخستين والی در تاريخ افغانستان در ولايت باميان انتخاب شده بود.

منبع :  در دایکندی چه میگذرد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 11:29 قبل از ظهر  توسط محمد جواد محسنی   | 
                                       تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

معرفی ولسوالی میرامور

ولسوالی میرمور: ا ز شرق به ولایت غزنی وبامیان ، از جنوب به ولسوالی گیزاب واجرستان ، از شمال به ولایت بامیان ،واز غرب به ولسوالی شهرستان متصل است منطقه شهرستان که فعلا به دوولسوالی میرامور وشهرستان مرکزی تقسم شده است این منطقه از چهار جهت در میان کوهای سرد سیر وسر به فلک کشیده قرار گرفته است وهوای نیسبتا معتدل دارد و با سایر مناطق هزاره جات کاملا متفاوت بوده ویه غیر از میوه های مناطق گرم سیر داری هر نوع میوه جات است اما محصور شدن در میان دیوار های طبیعی و کاملا سرد سیر زمستان های بسیار سرد تابستان های بسیار گرم دارد واز نظر مسافت دور ترین نقطه هزارستان به مرکز کابل است . این ولسوالی از نظر مساحت و جمعیت بزرگترین ولسوالی ولایت دایکندی میباشد که وسعت آن در حدود «3000» هزار کیلو متر مربع میباشد و در حدود «90937» هزار نفر جمعیت دارد از نظر راهای مواصلاتی جز آنکه مردم خود جوش اعمار کرده اند کوچکترین توجهی از سوی موسسات ویا دولت صورت نپزیرفته است . دریای هلمند رود خروشان و سرکشی که تمام عربده های مستانه وتغیانهای گوش خراش وبنیان کن خود را در مناطق مختلف هزاره جات به مصرف میرساند وبه محص اینکه تغیان وخروشش به آرامی میگراید برای سایر هموطنان شادی وسعادت به ارمغان میاورد . این رود سرکش ولسوالی میرامور را به دو بخش مساوی تقسیم کرده است که جهت شمالی آن به نام منطقه پیتابو جنوب آن بنام گیرو یاد میشود برعکس اوضاع جغرافیایی سایر نقاط طرف شمالی نسبتآ گرم سیر وطرف جنوبی آن به شدت سرد سیر است با وجود زیبائی ظاهری که رود هلمند به این ولسوالی بخشیده است هیچ گونه د ستاورد اقتصادی ومعشیتی ندارد جزاینکه هر ساله زمینهای زراعتی کنار خود را به سنگستان تبدیل میکند وحدود چهار ماه ارتباط مردمان دوسوی خود را مختل میسازد که از این ناحیه ساکنین میرامور دچار خسرانهای اقتصادی جبران ناپزیر میشوند . با وجود که این ولسوالی یکی از مناطق بسیار قدیمی وطن ماست دول وقت کوچکترین توجهی بدین نقطه مبذول نکرده است . در حال حاضر نیز ساکنان این ولسوالی با مشکلات عدیده ای روبرو هستند که حاکی از بی توجهی وناکار آمدی دولت فعلی وتبعیض ونامردی دولت های ستمشاهی وجمهوری دیکتاتوری میباشد . برای شناخت هر چند مختصر وستحی میرامور ناگزیر از نگاهی هر چند فهرستوار بدان هستیم که تا حد اقل آشنای هر چند ابتدائی با این دیاد عیار پرور ومرد خیز داشته باشیم .                                                                                    

     آمار نفوس ولسوالی میرامور                                                                               

1- میرامور علیا وسفلی ---------------------13788 نفر                                                      

2- برگر -------------------------------- 17180                                                              

3-  تخاوی -------------------------3109                                                                       

4- رباط ------------------------------ 12381                                                                

5 – اشتو وبرکر حسن رضا -----------------   14655                                                      

6 – ندک ------------------------ 3963                                                                         

   7- میرغلام -----------------------------7876                                                               

8- چهار صد خانه -------------------- 19876

 مجموع :  ۹۰۹۳۷ نفر

                                                                                         

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 12:41 بعد از ظهر  توسط محمد جواد محسنی   | 
 

                                بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com  

 

 معرفي و لايت دايكندي

ولايت جديد التأسيس دايكندي در مركز افغانستان مو قعيت دارد و با ولايات باميان، غور، غز ني، ارزگان و هلمند متصل مي باشد.  اين ولايت، در مدار عرض  البلد 335500 و طول البلد 255500 واقع است و 2400 متر از سطح بحر ارتفاع دارد. اين منطقه داراي آب و هواي متنوع، گرم و سرد، ارتفاعات و پستي هاي اندك و جلگه هاي سر سبز و به طور مجموع كوهستاني است و يكي از محروم ترين و صعب العبور ترين نقطه ي كشور مي باشد با وجود كوهستاني بودن مناطق مختلف اين ولايت نمي توان حتي يك متر جاده موتر رو آسفالته پيداكرد، هيچ پل براي عبور و مرور اين مردم تا كنون ساخته نشده است و اگر در بعضي از مناطق اين ولايت سرك موتر رو و آن هم به صورت بسيار محدود وجو دارد، توسط خود مردم و اهالي منطقه با امكا نات محدود و به صورت غير استاندارد و بدون رعايت مسايل ايمني ساخته شده و هر از چند گاهي نياز به تعمير دارد اين نبود كمترين امكان ار تباط و راههاي مواصلاتي بين مناطق مختلف اين ولايت و همچنان با ولايات هم جوار و مركز كشور خود علت مزيد بر فقر و نابساماني اين مر دم است و در زمستان به مدت 6 ماه راهها به روي اين مردم بسته است. به صورت كل، با يد گفت كه مردم دايكندي از هر گونه امكا نات رفاهي، تحصيلي و آموزشي، بهداشتي، امور درماني كه منجربه بي سوادي مطلق فقر شديد، شيوع بيماريها ي مختلف، افزايش مرگ و مير مادران بوده، در طي ساليان متمادي هيچ گونه توجهي از طرف دولت هاي مختلف در اين جا صورت نگرفته است. وجود جنگها و نبود دولت مركزي در سالهاي اخير و عدم توجه حكمرانان و سلطه داران منطقوي به هيچ چيزي به جز منافع شخصي شان فكر نمي كردند. زمينه سازي هر چه بيشتر محرو ميت اين مردم از امكا نات زندگي معاصر گرديدند، چنانچه 99 درصد  از اين مردم چند درجه زير خط فقر زندگي مي كند و محروم از حداقل امكانات زندگي است. باتأسف، بايد ياد آورشد در طي چهار سال دولت كرزي و دو سال تشكيل ولايت دايكندي، هيچ گونه تغيير در وضعيت زندگي مردم و بازسازي اين ولايت ديده نمي شود. دايكندي، داراي مساحت 22019  كيلومتر مربع و 2846 قريه و تعداد 723980 نفر نفوس مي باشد و داراي 9 ولسوالي. از لحاظ سيستم اداري و حكومتي  اين ولايت داراي 9 واحد اداري است؛ يعني، داراي 9 ولسوالي است كه مركزيت ان در منطقه ي بادام خيز "نيلي" قرار دارد. ولسواليهاي آن هر يك: نيلي؛ شهرستان، ميرآمور، اشترلي، سنگ‌تخت و بندر، كيتي، كجران، و گيزاب است كه البته تا هنوز ادارات دولتي اكثر نقاط ولايت غير فعال است و به طور نمونه ولسوالي گيزاب فاقد اداره حكومتي است و دايكندي به لحاظ حضور نيروهاي طالبان و وابستگان آن هنوز بر آن ولسوالي تسلط ندارد.

تا به هنوز نهادهاي دولتي و رياستها فعال نشده است. نهادهاي عدلي و قضايي و ارگانهاي محلي و دولتي وجود ندارد.

تعداد نفوس: از لحاط جمعيتي و قومي: در اين ولايت اقوام هزاره، پشتو و بلوچ ساكن مي باشند كه بالاترين نفوس را هزاره ها تشكيل مي دهند.

از لحاظ وضعيت فر هنگي: اين ولايت نا انكشاف يافته ترين و محروم ترين منطقه در كشور است. اكثر ولسواليها،  قرات فاقد مكتب، مدرسه و فضاي آموزشي است و در دولت محترم فعلي و موسساتي جونDHSA , APEP   و غيره هنوز هم صدها دختر و پسر اين ولايت از نعمت درس خواندن محروم است. مقاطع تحصيلي متوسطه و ليسه در بعضي جاهاي اين ولايت موجود است؛ در مركز ولايت بالاترين مقطع درسي تا صنف 8 فعال است. البته، بهترين منطقه از لحاظ وجود فضاي آموزشي در كل ولايت ولسوالي شهرستان است.

از لحاظ امكانات فرهنگي: اطلاع رساني و حضور نهادهاي مدني بايد گفت كه اين ولايت داراي يك  راديوي محلي با موج FM   است كه از مركز ولايت را تحت پوشش قرار مي دهد. در اين ولايت كتابخانه موجود نيست. از نشرات مطبوع مانند مجله و روز نامه فقط يک گاهنامه به نام "نداي دايکندي"، دو شماره، گاهنامه "آسمان دايکندي" يک شماره و دو هفته نامه "نسخه خطي" 2 شماره نشر شده است. مطبعه و كتابفروشي موجود نيست. رسانه هاي خبري و ارتباط جمعي وجود ندارد و نهاد هاي مدني فعال نيست.

راههاي مواصلاتي: از لحاظ راههاي مواصلاتي و سرگ اكثر قرات، قصبات و ولسواليها فاقد راههاي مواصلاتي است. در طول سال به مدت 5 ماه راههاي مواصلاتي مركز ولايت به پايتخت و ولسواليها به مركز ولايت و بالعكس باز است و سپس به خاطر صعب العبور بودن، برف، نبود پل و پلچك قطع مي شود.

طبي و بهداشتي: در مورد وضعيت صحي اين ولايت نيز قابل ذکر است ينكه بسته در تمام ولايت شايد 5 يا 6 كلينيك بيشتر موجود نباشد و دسترسي به دوا و درمان و امكانات طبي و بهداشتي براي اكثر باشندگان ولايت ميسر نيست و به تازگي رياست صحت عامه دايكندي  دفترش را داير كرده است كه به خاطر عدم تخصيص امكانات چندان فعال نيست

 امنيتي: دايكندي  به استثناي ولسوالي گيزاب به طور مجموع امن وآرام است و مردم  روز وشب  شان را با خيال راحت  سپري مي كند  و مشغول غريب كاري و زندگي شان است.

 ولسوالي نيلي: به مر كزيت ولايت دايكندي داراي 165 قريه و95340 نفوس و به مساحت 780 كيلومتر مربع  مساحت مي باشد كه داراي آب و هواي معتدل و تقريبا گرم سير مي باشد.

ولسوالي خدير: به مر كزيت خدير داراي 294 قريه 1920 كيلومتر مربع  مساحت  و داراي 83400 نفر نفوس كه داراي آب و هواي نيمه معتدل دارد.

ولسوالي اشتر لي: ولسوالي اشتر لي به مر كزيت شيخميران داراي 343 قريه 1890 كيلو متر مربع مساحت و به تعداد 88340 نفر نفوس مي باشد  و داراي آب و هواي نيمه معتدل مي باشد.

 ولسوالي سنگ تخت-بندر: ولسوالي سنگ تخت-بندر، به مر كزيت دهن "سيلبيتو" ي بندر كه داراي 290 قريه 1095 كيلومتر مربع  مساحت و به تعداد 78900  نفر نفوس مي باشد، اين ولسوالي داراي آب و هواي سرد مي باشد.

 ولسوالي شهرستان: به مركزيت القان داراي 290  قريه و داراي 4653 كيلومتر مبع مساحت و به تعداد 72450 نفر نفوس داراي آب و هواي نيمه معتدل  مي باشد.

ولسوالي ميرا مور: به مر كزيت تگاب كه داراي 326 قريه و داراي 1921 كيلومتر مربع مساحت و به تعداد ۹۰۷۳۷ نفر نفوس مي باشد كه داراي آب و هواي نيمه معتدل مي باشد.

ولسوالي كجران  به مر كزيت كجران داراي 326 قريه و داراي 1610 كيلومتر مربع مساحت و به تعداد 73800 نفر نفوس مي باشد، اين ولسوالي داراي آب و هواي گرم سير مي باشد.

ولسوالي كيتي: به مر كزيت دشت كيسو، 196 قريه و داراي 1610 كيلومتر مربع مساحت و به تعداد 64900 نفر نفوس مي باشد اين ولسوالي داراي آب و هواي گرم سير مي باشد.

ولسوالي گيزاب: به مر كزيت "چوني" داراي 126 قريه و4240 كيلومتر مربع مساحت و به تعداد 78450 نفر نفوس مي باشد و داراي آب و هواي گرم مي باشد.

ولايت دايكندي يكي از ولايتهاي پر نفوس افغانستان مي باشد و تر كيب جمعيت از نظر جنسيت 48 في صد نفوس را اناث و 52 في صد  نفوس را مردان تشكيل مي دهد و از جايگاه سواد در حداقل قرار دارد. تعداد مر گ و مير در بين زنان و اطفال زير 5 سال فوق العاده  بالاست و ميانگين عمر در حدود 60 سال است كه اين  خود بيانگر آمار فوتي در بين مردم اين ولايت است 80 في صد اراضي اين ولايت كوهستاني است تا هنوز سروي دقيق از منابع زير زميني اين ولايت صورت نگرفته است و بيشترين تركيب جمعيت از نظر سني بين 10 تا35 سال تشكيل مي شود، كه اين جمعيت جوان داراي قدرت و توان كار بوده؛ اما، با كمال تأسف، تا كنون هيچ گونه زمينه كار براي اين جمعيت جوان  فراهم نيست و اکثر اين جوانان آواره ي ديار بيگانه گان است.

 برگرفته از سایت : www.daikondi.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 5:49 بعد از ظهر  توسط محمد جواد محسنی   | 
  

  

اما کن متبرکه : در این منطقه زیرات بسیاری وجود دارد که مردم برای طلب حاجات صفای ایمان پاکی ضمیر ویافتن قوت قلب اعتمات به نفس به آنان مراجعه میکنند . بنابر ادعای خود شان آنچه را که خواسته وآرزو کرده اند تاکنون بدست آورده اند که از میان زیارات بسیار سه زیارت مشهور را به شناسای میگیریم .                                                                        

1- شاه طوس : ازفرزندان موسی بن جعفر هفتمین نواده رسول اکرم وبرادر علی بن موسی الرضا هشتمین نواده رسول گرامی اسلام وامام هشتم شیعیان می باشد . ایشان مانند سایر نوادگان پیامبر بین سالهای 198 الی 225 به واسطه عمال خلفای عباسی بدستور مامون ویامعتصم به شهادت رسیده است طوریکه از شواهد بدست می آید دشمنان پس از اینکه این بنده پاک طینت خداوند را دنبال می کند . ایشان همچنانکه خواهان صعود روح بزرگ خویش به ملکوت اعلی بوده است شاید میخواسته اند جسم شان نیز در حد امکان در بالا ترین نقطه به آرامش وسکون ابدی برسد . بهر صورت پس  از کوه پیمائی در بلند ترین کوه ولایت دایکندی در چنگ دژخیمان شهید میشود که همین مسئله قساوت وبرحمی خلفای بنی عباس وعمال شان وعظمت وبزرگواری وهمچونین خطری که خلفا از سوی ایشان احساس میکرده اند را از ناحیه زندگی این بنده پاک طینت ورستگار پرور دگار باوضاحت وروشنی تمام تفصیر میکند . این مزاربه شاه طوس معروف است که برفراز کوهی بهین نام « کوه شاه» حد فاصل منطقه اجرستان « دایه» ولایت غزنی وگیرومیرامور واقع شده است ودارای گنبد وضریع است . وعجیب اینکه پس از سالیان طولانی این بارگاه بدون کوچکترین آسیب دیدگی سربه آسمان می ساید .این کوه به اندازه ای مرتفع است که هرزواری که به این زیارت نائل می آید دچار سر گیجه میشود . دلیل واضح آن کمبود اکسیژن است که ازاین بابت متاثر میشود . بااین حال تمام ساکنان ولایت غزنی ، دایکندی ،بامیان و وردک اعم از شیعه وسنی حداقل برای یکبار هم که شده بدین مکان متبرک نائل وخود شان را مرغ باغ ملکوت احساس می نمایند تا روح های افسرده واندیشه های پژمرده شانرا تزکیه وتطهیر نمایند.                                                   

2- شاه قصور : اونیز فرزند موسی بن جعفر امام هفتم شیعیان وبرادر علی بن موسی الرضا امام هشتم شیعیان است اورا نیز به شیوه برادرش بین سالهای 198 الی 225 به شهادت رسانده اند ، ایشان بدلیل مخالفت با طبقه حاکمه آنزمان که خلافت اسلامی رابه شهنشاهی تبدیل کرده بودند . به سرنوشت سایر فرزندان محمد رسول الله دچار شد شاید این قاعدهای بود که هیچ یک از نوادگان صالح پیامبر از آن مستثنی نشده نگاه هرچند ناقص به شیوه فرمانروائی خلفای عیاش میرساند که از فرزندان برومند وپاکباخته رسول الله انتظاری جزاین نمیتوان داشت ، مزاراو در منطقه بردیز واقع در گیرو علیا قرار دارد ودارای گنبد وضریع بسیار زیبای است که به سبک نوین ساخته شده است ومورد توجه خاص وعام است تفاوت اساسی بین این دوبرادر این است که دسترسی به شاه قصور آسان وبه شاه طوس دشوار است والا از نظر عظمت واصالت خانوادگی اختلافی دیده نمیشود چه اینکه  هردو ازیک شجره طیبه اند ، امروزه حاجتمندان شیعه وسنی باخلوص نیت وصفای ضمیر بدین زیارت نائل می شوند وآرزوهای خودرا با شفیع قرار دادن این سید بزرگوار از خداوند میخواهند ومعتقدندکه بسیار نتیجه گرفته اند . بقول محمد جان جوادی شاعر خوش قریحه میرامور .                                                                   
                                 
                                        
                                                                                                                                                              

                           شاه قصور زاده خیرالبشر        ملک بردیز ازوجود ش مفتخر                         

3- شاه تراب : اویکی ازسادات بسیار متقی ومئومن بوده است که پیروانش اورا به شدت دوست داشته اند ، بقولی میگویند زمانی که میخواسته است از آن منطقه بجای دیگری عزیمت نماید پیروان نادان اوبرای اینکه از وجود مبارک اوبی بهره نمانند اورا می کشند تا از مزارش برای همیشه بهره ورشوند. البته این روایت بیشتر در گفتارعوام نمودمی یابد واینکه تاچه اندازه به صحت نزدیک است . ویایک شایعه افواهی است والله اعلم . این زیارت در قریه ای بنام پلاس در منطقه چهارصدخانه واقع شده است ومورد توجه تمام مردم دایکندی وبخصوص شهرستانیهاست وهم چونین مردم بامیان . بهسود وغزنی نیز آنجارا ملجاء وپناهگاه خود پنداشته وبدین مکان مقدس حضوربهم می رسانند . در کنار قبرمطهر این سید عظیم الشان چشمه آب گرم وجود دارد که از زمین میجوشد وآب آن بی نهایت گرم است بطور یکه امکان استحمام در نقطه که آب از زمین می جوشد وجود ندارد . لذا دوباب حمام کمی درو تراز چشمه ساخته اند که آب مزبورپس از طی مسیر کمی سرد تر ودلپزیر برای استحمام میشود . زائران قبل از زیارت وبعد از آن در این حمامها خودرا شست وشوداده ودر کنار صفای ایمان واندیشه تن را بدین چشمه می شویند ومعطر میسازند اکثرکسانیکه به امراض پوستی دچار بوده اند با استحمام دراین چشمه برای همیشه شفا یافته اند ، بهر حال این منطقه ومردم آن تمام جشن ها ومراسم مذهبی و... خودرا در کنار این مرقد متهر برگزار مینمایند .                                               

در فاصله بیست کلو متری این زیارت یکبندطبیعی وجود دارد که به ناهور کدو معروف است . بنا به عقیده عوام این بند طبیعی توسط حضرت علی بن ابی طالب خلیفه چهارم مسلمین وامام اول شیعیان حفر واعمار شده است از عجایب اینکه مردمان ساکن در جوار این بند طبیعی می گویند : در بعضی سالها آب این بند بخون تبدیل میشودوتا کنون کسی نمی داند عمق این حوز طبیعی چقدر است زیرا هیچگاه آب آن بطورکلی خشک نشده است شاید پهنای آن حدود « 100» یکصد متر مربع باشد ، در سالهای کم آبی که آب آن فرومی نشیند عمق آن بالای آب وحشت انگیز است اما هیچگاه کسی جرات دست یابی به آن را در سر نداشته است در سالهای حاکمیت گروه های تنظیمی که یکی از رهبران محلی حصار ویا قلعه ای جهت پایگاه نظامیان خود در کنار این حوض بنا کرده بود یکی از برج های آن که در نزدیکی حوض مزبور قراردارد فروریخته وپس از آن بار ها تعمیر شد واز شیوه پیشرفته استحکام در معماری نیز نتوانستند برج راسرپا نگهدارند سر انجام ناگزیر قلعه را تخلیه وبه جای دیگری نقل مکان کردند.   

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط محمد جواد محسنی   | 
       

                                                   

مردان نامــــــــــی :                                                                                  

                                                         

سرزمین باستانی وخوشنام خراسان بزرگ که شامل افغانستان وبخشی ازایران میشد دیار مردخیزوعیارپرور بوده است که تاثیر وتاثیرات قابل ملاحظه درتغییرحکومتها به خصوص سرنوشت مسلمین داشته اند که فعلا یادکرد آنها حتی بصورت اختصارنیزممکن نیست                                                                                                                                     

کافی است بانگاه به تاریخ اسلام بخصوص سلسله های اموی وعباسی این واقعییت را دریابیم اما باید گفت که ولسوالی میرامور نیز ازاین جهت اگر بی نظیر نباشد حد اقل کم نظیراست ، عیاران ومردان دلیر ودشمن شکن آنرا حتی اگر حافظه تاریخی تاریخ نویسان درباری افغانستان کتمان کرده باشد ، سایر هموطنان منصف نمیتوانند از این واقعییت چشم پوشی نمایند ، مردان این خط واقعا پیشرو وسرآمد مبارزه با استبداد ونامردمی هستند . وبه همین خاطر همواره بحیث امیرالامورشناخته میشده اند وچه بسا توانسته اند بنیاد ستم ، استبداد وبیداد را ازریشه بلرزانند . وطرح وبرنامه اصلاحی در اندازند ، لذا ناگزیر از معرفی عده ازآنها هستیم .

1- میرمحمد عظیم بیگ سه پای : این مرد بزرکترین سالار درمقاومت تاریخ ساز مردم هزاره دربرابر قشون ستم پیشه امیر عبدالرحمن بود اودر آغاز مقاومت با وعده های فریبکارانه آن امیر غدار جانب حکومت را گرفت عبدالرحمن درظاهر برای خواباندن موقت شورش مردم ، به او رتبه سرداری داد ، تا بزعم خود امیررتبه اوهمپایه خانواده سلطنتی باشد ، همچنین حکومرانی کل هزارستان را نیز به اوداد تا بیشتر سرگرم شود اما محمدعظیم بیگ وقت کشتارجمعی وقساوت وبیرحمی عمال وکارگزاران امیرمکاررا ازنظر گذراند بدین نتیجه رسید که عبدالرحمن با وجود شعارهای دروغین ووعده های نامردانه قصد نابودی وقتل عام دسته جمعی هزاره هارا دارد لذا درپایان سال 1308 جانب مردم را گرفت وبعد ازآن نقش محوری در مقاومت هزاره ها بازی کرد ، او درحدود 4000 نفر یا بقول یوسف ریاضی 12000 سرباز دراختیار داشت حتی امیرمکارهم به نفوذ واعتبار او درمیان مردم سلحشور مردم هزاره جات اذعان کرده ومیگوید : به عموم هزاره ها کمال نفوذ داشت ، لهذا به حسب دعوت او جمعیتی زیادی به مخالفت من برخاسته . او دراواخرسال 1309 تمام بزرگان وسران هزاره درگیزاب گرد هم آمده وعلیه عبدالرحمن پیمان اتحاد ویکدلی بستند ومحمد عظیم بیگ را بعنوان رهبر انتخاب نموده وبا اوبیعت کردند.اینکه برای نخستین بارسران جامعه هزاره دریک اجتماع بزرک قومی ومردمی به صورت انتخابی فردی را بعنوان سالار وسپهدار قوم برگزیدند ، خود مبین برجستگی درایت وشایستگی فوق العاده میرمحمد عظیم بیگ را میرساند وهم به عیار پروری ومرد خیزی دیار میرامور اذعان واعتبار وشکوه این دیاررا صد چندان فزونی می بخشد . بالاخره این سردار رشید ودلاور در منطقه بنام دولتیارتوسط یکی از عمال ومزدوران عبدالرحمان بنام محمد خان تایمنی بافریب ونیرنگ به مهمانی دعوت شد ، در آن مهمانی آن شیر مرد را نا مردانه دستگیر و در اختیار حکومت قرار دادند ، از آنجا به هرات وبعد به کابل انتقال داده شده وبه قتل رسید . شاید این شیوه ای است که در دراز نای تاریخ بشریت روبا هان مکار وسود گرا، همواره ازاین رهگزر توانسته اند بر عیاران ومردان ارزش گر او والا تر پیروزی تفوق یا بند . بقول شاعر:                                                                                                               

 

                 روباه بمکر حیله بشکسته مسکن شیر        شیر ژیان به زنجیر خون جکر نشسته                                         

 

2_ محمد نعیم خان : یکی از مردان نامی شهرستان که بسیار گمنام مانده وهنوزبرای مردمان نجیب وطن ما معرفی نشده حاج نعیم خان میرامور می باشد . دردوران امان الله خان یک بار دربرابر مظالم ستم پیشگان قیام کرد وولسوا لی سه پای را به تصرف درآورد درمنطقه غاف همرای دولت که تعداد ازآنها ساکنین خود هزاره جات بودند ، جنگید ودولت را شکست داد ومناطق را تحت کنترل خویش درآورد چندین سال بعد از رجیم ستم شاهی ظاهرشاه اورا به بهانه مشوره با مکروحیله درمنطقه پنجاب بامیان طلب میکند وبعد بدستور حاکم محمد اکبر سندی آن شیرمردرا دستگیر وزنجیروزولانه نموده وهمرای دوپسرش بنام های اسلم خان وعسکرخان زندانی سیاسی ساختند .                                                                                                                      

پسرانش مدت 18 سال وخود او مدت 25 سال را درزندان گذراند ، اوبعد ازرهایی نیز نه تنها مستاصل نمیشود بلکه این بار هوشیارانه وخردمندانه تر به فعالییت می پردازد ، خیلی معروف کوچی سیاه پوش وآلوزی را ازساحات سه پای که چراگاه هاوزراعت های مردم را به بیابان تبدیل کرده بودند بیرون کرد زمین های قوم میرغلام را که کوچی ها با مکروحیله وپشتوانه قدرت فاشیستی تصاحب کرده بودند با استفاده از روش خودشان پس گرفت ، بدین صورت که اول آنهارا میهمانی کرده وزندانی ساخت سپس قباله های ساختگی را از آنها گرفت ورهای شان ساخت تامجبور بخروج از منطقه شوند پس از خروج طفیلان عرصه زندگی مردم هزاره جات زمین ها را به صاحبان اصلی آ ن مسترد داشت . به ادامه آن دشت معروف دیمی زار زرد ایرگی را بمدت شش سال دعوا ومرافعه وکشمکش پس گرفت وبه خاطرهمین تلاش مردانه پاهایش را دردشت سردسیر ناهور برف می برد بعد ازآن نیز کوه معروف یعنی بند بزرک میان دایه وشهرستان را تصرف نمود ، حاج نعیم خان باوجود 25 سال حبس درزندان دژخیمان ستم شاهی بجای اینکه فرسوده شود جوهره توانمندی ودلیری خودرا به مقاومت های مردانه وقانون مند در پایان عمر بنمایش گذاشت .                                                                                                                            

3_محمد ابراهـــــیم خان گاوسوار : از زندگی ابراهیم خان از قیام ومبارزات علنی او اطلاعی در دست نیست ، فقط می دانیم که در قریه جرفک از توابع منطقه برگر ولسوالی میرامور چشم بجهان گشود ، او مانند اکثر رهبران آزادیخواه ومبارزدر کوران وگر ماگرم قیام وحوادث شناخته شده است در آغاز سلطنت ظاهر خان کا هاشیم خان بعنوان صدراعظم انتخاب شده بود تمام سرنوشت مملکت از الف تا یا در دست اوبود ، شاه جوان وجبون وسعادت مند ؟!! مشغول خوش گذرانی وتن پروری بود وزمام امور در دست فاشیست های مقلد هیلر وموسولینی قرار داشت ، حکام آن زمان تمام اقوام کشور را بغیر از قوم خود گیاههای هرز وانسانهای درجه چندم ومهمانان نا خوانده ای که سفره های رنگین قبیله آنان را به یغما برده اند قلمداد می کرد ، البته ازاین ناحیه تنها اقوام غیر پشتون متضرر نشدکه پشتونها نیز از پیامد های این روش ددمنشانه مصون نماندند ، بهر تقدیر بزرگترین ضربه رابه وحدت ملی کشور وارد ساختند که تا امروز هم قابل درمان ومرمت نیست . از سوی دیگر نادر خان به تازگی در              

آتش عصیان قهر وانقلاب دانشجو وجوان قهرمان کشور عبدالخالق خاکستر شده بود وهمین موضوع در توجیهات عملکرد های غیر بشری و وحشیگری هاشیم خان بسیار یاری رسانید ، تا تمام هستی وارزشهای قوم هزاره را موردتعرض قرار داده وبرای قبیله خویش مباح اعلان نماید !!                                                                                                                          

پس دلائل اصلی شهرت ابراهیم خان مالیه های هستی سوز وکمر شکن دولت مستبد برمردم مظلوم هزاره جات بود که در ذیل به آنها اشاره میشود .                                                                                                                                            

1_روغن شرکت کته پاوی : این مالیه هزاره های محروم وفقیر را به شدت تحت تاثیر قرار داده بود که حتی قلم از پرداختن به آن شرم میکشد .  در جریان چنگ جهانی دوم از جمله کمبودات مواد غذائی دولت افغانستان روغن نباتی بود اکثر کارخانجات جهان بخاطر جنگ تعطیل بود ، زیرا امکان واردات روغن بسیار کم بود واگر وجود داشت هم بسیار گران تمام میشد لذا تصمیم فاشیستی دولت براین قرار گرفت که روغن مورد نیاز تمام وزارت خانه ها از هزاره جات تامین شود ، در آن زمان قیمت هرسیر روغن زرد در بازار آزاد یکصد افغانی بود ولی دولت در کمال بی رحمی وشقامت قیمت هرسیر روغن هزاره جات را 22 افغانی معین کرد ، ودر ظاهر قرار شد قیمت رانمی نقد ونیمی جنس بپردازد اما پرداخت آن افسانه ای بیش نبود ، واز جانب دیگر ازتمام حیوانات نروماده ،خر ، قاطر، اسپ و..... روغن دریافت میکردند ، سالانه هزارخروار روغن به حکم سرنیزه ازمردم اخاذی میکردند ،اما کاش هزار خرواربود که ازهرراس حیوان سالانه دوکیلو گرم چهار پاو روغن میگرفت . اما در حقیقت از هر راس یک سیر روغن میگرفت وبهمین خاطر به روغن کته پاوی معروف شد . که تقریباهر خانواده سالانه بین 12_الی 15 سیر روغن می دادند ، البته باوزن دوبرابر، این درحالی بود که تمام چراگاهای هزیرهجات دراختیار کوچیها بود وهیچ یک ازمردم هزاره حق اعتراض .انتقاد نداشت ، لذا تمام زراعت های مردم چراگام احشام کوچیها شد. مامورین کوبراتیف تمام واحدات وزن خودرا سرب پرکرده بودند ، تابتوانند بیشتر اخاذی کنند مردم هجبور به فروش زمینهای خود وحتی فرزندان خودشدند واز علف های بیابان تغذیه می کردند ، تاروغن حواله دولت رابتوانند پرداخت نمایند . تازه قضیه تنها به پرداخت روغن ختم نمی شد، بلکه مردم مجبور بودند تمام روغن هارا بامشکهای کلان وپس ازطی کت تلهای تسخیر ناپزیر به کابل برسانند ، که بازهم روغن وزن شده دربرابر واحدات وزن مامورین کوپراتیف کم می شد ، وبسیاری ازمردم به زندان می افتادند وتعدادزیادی ازآنها دراین زندانهای غیرانسانی جان می باختند ، وخانواده های آنان جدااز اینکه بی سر پرست می شدند باید جریمه را اضافه برهمان حواله سالانه پوره وکامل به دولت تحویل دهند .                                                                                                                                           

2_ خــبری: یکنوع چپاول ویغماگری درقالب دین وتحت نام عشر ،زکاتن اعمال می شد ، که از زمین مزروع ویادیمی ازده سیر یک سیر به کیسه آز حکومت وجندین سیر به کیسه عمال سرازیر میشد.                                                                         

3_  شاخ پولی : که دربرابر هر راس حیوان منظورشده بود . از هر راس گاو چهار افغانی اسپ والاغ 5 افغانی بزوگوسفند 2 افغانی به کیسه حکومت وچندین افغانی به جیب عمال آن ریخته می شد.                                                                         

4_سرپولی :دربرابر هریک نفر آدم وضع شده بود!!؟ بدون تفاوت سن وجنس از 5 الی 7 افغانی اخاذی میشد ، که باز هم دشوارتر رضایت حاکمان حریض         ونامردداخلی بود .                                                                                        

5_ گندم گدام: که هراز گاهی درمقیاس 700 الی 1000 هزار خروار حواله می گردید ، علاوه برآن گاه 40 الی 45 هزار سیر گندم بنام خوش خریدی صدراعظم!!؟ حواله می شد .                                                                                                 

6_ سرچربی« بی بی» چادر ملکه : که از میزان کمیت وکیفیت آنها اطلاع دردست نیست . 7_ لشکرایلجاری کوچی : دواصلی که موجب حیات وزنده ماندن مردم هزاره شده بود ،یعنی ازیک سو مراتع وچراگاههای سرسبز هزارستان زیر پای احشامپر تعداد  کوچیها به بیابان تبدیل میشد واز سوی دیگر به دستور پلیدانه فاشیست ها که هدف اصلی شان نابودی مردم هزاره بود ، تمام مزارع آبی ودیمی مردم نیز پایمال مواشی کوچیها می شد ، در نتیجه دوابزار مهم وحیات بخش هزاره ها یعنی مالداری وزراعت به نیستی ونابودی تبدیل می شد تا زندگی خود مردم با الاجبار به تباهی ومرگ سوق داده شود . این درحالی بود که براضافه برآن حواله جات بنیان کن دولت همچنان برمردم اعمال می شد ، البته باید یادآور شد که این حواله جات ذکر شده جدا از آن مالیات که بنام غم زمین از هزاره جات دریافت می شده بود . وبسیاری دیگر مظالم که ممکن است شرح آنها بیش ازاین موجب ملال خاطر انسانهای منصف شود براین مظلومین تحمیل می شد . واین جاست که کارد به استخوان می رسد ومردان مغرور قامت برمی افرازد تا تاریخ را به مسیر انسانی تر رهنمون شود . آنچه گفته شد گوشه ای از هزاران دلائل قیام بزرگ مردی بود که چون قله های ستیغ هزارستان سربرافراشت ومیرامور را مملو از شور واشتیان عصیان وجان فشانی ومباهات تاریخی کرد.                  

اولین رویارویی میان گاوسوار وحکومت درسال 1323 هجری شمسی به وقوع پیوست ، این مقابله دردوران حاکمیت شخصی بنام عبدالجلیل معروف به حاکم  قنته بوجود آمد ، ابراهیم خان برای شکایت از عمال حکومتی درارتباط جمع آوری حواله جات به مرکز ولسوالی شهرستان آمده بود ، تا حداقل اگر دولت این غارت هارا گاهش نمیدهد درزمان جمع آوری باروش انسانی بامردم رفتار کند حاکم مزبور بجای رسیدگی ونا سزاهای ابراهیم خان را استقبال کردوحتی دشنام ولعن مذهبی ورفتار وحشیانه خود کرد. دیگر ابراهیم خان تاب نیاورد ، مقابله بمثل کرد تفنگچه را از جیب کشید وبسوی حاکم عیار نمود که حاکم بلا فاصله روبه فرار نهاد ، خلاصه گاوسوار تا تاریخ سنبله سال 1324 از پرداخت غارت های  فاشیستی سر باز زد . حکومت بهتر آن دید که کاری به کار اونداشته باشد . بلکه مظالم را همچنان برسایر مردم اعمال نماید ، اما ابراهیم خان کسی نبود که فقط بجهت اهداف شخصی حرکت نماید ، بلکه هدف گاوسوار رهایی مردم از چنگال دولت فاشیست وکوچیها ی یغماگر بود ، وشکایت های که حالا فهمیده بود ابراهیم خان پشتیبان آنهاست هر لحظه به سمع ابراهیم خان می رسید ، که دلبستگی واشتیاق مردم به او باعث شد تا مقاومتر واستوارتر از قبلی رهبر مبارزه ومقاومت مردم قلمداد شده و وظیفه خودرا سنگین تر احساس نماید.  لذا در ماه سنبله سال 1324 برای تصرف ولسوالی به سوی القان حرکت کرد ولی بخاطر پیمان شکنی بعضی از دستیاران خویش که حامی حکومت بودند نتوانست به سر منزل مقصود نائل آید ، به حکومت جابر که درآغاز حرکت گاوسوار را چندان جدی نمی گیرفت فهماند که دیگر از پا نمی نشیند . روی همین لحاظ عبدالجلیل با رسیدن زمستان ازبیم وهراس عصیان گران شهرستان راترک کرد، زمستان همان سال شخصی بنام خالروی ازمامورین حکومت گاو وگوسفند مردی را کشته وخانه اش را مورد چپاول قرارداد ، دیگر خشم گاوسوار چون دریا به تلاطم درآمد ودریای غیرت اوطوفانی شد بعد رفته مامورین را خلع سلاح ودستوری اعدام آنان را صادر کرد اما با پا درمیانی بعضی ریش سفیدان خالروی وافرادش نجات یافتند . ابراهیم خان اینبار بطور آشکار بمردم دستور داد که هیج کسی نباید بعداز این به غارت گریهای حکومت تن دهد . این اعلان چون بمب ، شهرستان رابه انفجار ورستاخیز عمومی واداشت پس از پایان زمستان گاوسوار وافرادش مخفیانه تونلی بسوی یکی از برج های قلعه حفر کرد وباکار گذاشتن پطرول وباروت قلعه را بکلی منهدم ساخت ، شش نفر از عساکر کا درون برج مشغول دفاع بودند زیر آوار مدفون وبقیه سلاح هارا پائین انداخته وتسلیم اراده گاوسوار شدند . حکومت که مرکز آن درپنجاب بود بااعزام صدها عسکر قصد داشتند سایر مردم هزاره جات را علیه گاوسوار بسیج نمایند مزدوران بسیاری دراین امر حکومت رایاری کردند اما آتش خشم مردم به رهبری ابراهیم خان تمام نقشه های پلید آنان را نقش برآب کرد ، نیروهای آنها را فراری دادند .وفضیحت ورسوائی حکومت را باسرافرازی بتماشا نشستند . سرانجام حکومت چاره ای جزاین نمی بیند که با ابراهیم خان راه مصالحه وآشتی رادرپیش گیرد ، با پادرمیانی یکی ازعمال حکومت بنام اسماعیل خان ، حکومت با ابراهیم وارد گفتگوی مسالمت آمیز می شود ، ابراهیم خان ابتدا از میرامور به پنجاب می رود وپس از اقامت یکشبانه روز باکاروان سه صد نفری پنجاب را به مقصد کابل ترک میگوید ، لازم بذکر است که این مقارن حالی است که هاشیم خان قدرت را به شاه محمود برادر دیگرش واگذار کرده است ، روزی که گاوسواروارد کابل شد انبوه جمعیت مردمی در دوطرف جاده ها ازدحام کرده بودند تا شیر مردخطه میرامور را از نزدیک تماشا کنند ، این کاروان بزرگ وتاریخ ساز سرک های شهراپشت سر نهاده ورهسپار مهمان خانه ریاست قبایل درسرحوض مرغابی شدند ، بعد ازچند روز رفع خستگی ، باصدراعظم شاه محمود ملاقات کردند ، پس ازآن باکاروان وهیات صلح باتشریفات بی نظیر به دیدار ظاهرشاه رفتند ، سالن ملاقات راباپرده های سیاه آذین بندی کرده بودند که علامت خشم اعلا حضرت همایون !!؟ بود . اما ابراهیم خان بیدی نبود که ازاین بادها بلرزد ، وخشم شهنشاهی چندان برایش هراس انگیز وبا اهمیت نبود . دربرابر سوال ظاهرشاه که گفت : مگر حکومت نبود که عریضه میکردی ؟ گفت : من قصد تصرف تاج وتخت شمارا نداشتم بلکه میخواستم بحال رعیت توجه کنی ، ماموران شما ازاسب والاغ هم روغن مالیه می گیرند مردم باعلف خواری روزگارمی گذرانند ، ازمشکل انسانی خارج شده اند . تمام فرزندان وزندگی خودرا دربدل تحویل روغن شرکت شما فروخته ایم، گاوسوار پس از مدتی توقیف به زادگاه خویش بازگشت ، و4000 هزار فرد مسلح همچنان تحت فرمان اوبود حکومت استقرار مجدد یافت اما صلاحیت وکاردانی نداشت وابراهیم خان تاسال 1327 زیر بارحکومت نرفت. ابراهیم خان برای ادامه فعالیت های سیاسی خویش ناگزیر از ارتباط باافراد روشنفکر درکابل بود تا اینکه حوالی سالهای 28/1329 باعلامه سید اسماعیل بلخی روشنفکر متعهد کشور آشناشد ، که پس ازآشنائی کامل هردو بدین نتیجه رسیدند که گوئی گمشده شان را یافته باشند تفکر عالی بلخی از استقامت وشکست ناپزیری رنج می برد واین نقص بخوبی هرچه تمامتر با وجود گاوسوار کمال یافت ، جرات ،ریسک، توانمندی فیزیکی ،وتهور گاوسوار ازاندیشه های منسجم سیاسی بی بهره بود چه اینکه ابراهیم خان سواد خواندن ونوشتن داشت واین خلاء را اندیشه عالی جهان شمول بلخی نام دار تکمیل کرد. بعد از آن با ارتباط های مداوم طرح کدتائی را علیه دولت براه انداختند که افرادی زیادی به جمع این دومبارز بزرگ پیوست ، واعضای کودتا چیان نافرجام عبارت بودند از :    

 

  1. علامه سید اسماعیل بلخی   
  2. سید گوهر غور بندی
  3. سیدسرور لولنجی
  4. خواجه محمد نعیم 
  5. محمد اسلم عزنوی
  6. عبدل لطیف چنداولی
  7. سید سکندر مظفری    
  8. رجب علی خان  چنداولی     
  9. ئاکتر اسدالله رئوفی
  10. محمد ابراهیم خان گا وسوار    
  11. عبدالغیاث کندک مشر
  12. خدانظر ترجمان مزاری
  13.  محمد حیدر کندک مشر غزنوی
  14. محمد حسن لوامشر 
  15. گلجان وردک                                                                                               

                                                                                                                               

                                                                                                                                

                                                                                                                                      

                                                                                                                                        

                                                                                                                                      

                                                                                                                                   

                                                                                                                              

                                                                                                                                  

                                                                                                                                                 

                                                                                                                           

                                                                                                                    

                                                                                                                                   

 درسال 1950 که ظاهرشاه به مسافرت رفته بود افراد موصوف قصد کودتا وبراندازی حکومت شاهی را داشتند ، درپلان کودتا چیان ترور صدراعظم به عهده ابراهیم خان گذاشته شد ، لذا در روز نوروز سال 1329 بلخی تفنگچه ای را تحویل ابراهیم خان داد وگفت : سعی دستت هنگام شلیک نلرزد ، ابراهیم خان تبسمی کرد وچیزی نگفت ومی رفت که تاریخ افغانستان مسیر دیگری را بپیمایدواین سرزمین شاهد نخستین نظام جمهوری در جهان باشد ، یکنفر خائن بنام گلجان وردک که از کار گزاران سابق حکومت بود وبدلائلی روابطش با حکومت به تیرگی گرائیده بود قضیه را یک روز پیش از کودتا به سمع شاه محمود رسانید وزمانی که نام تبراهیم خان را می برد شاه محمود بی اندازه وحشت میکند مورخ 3/ 12/ 1328 شاه محمود دونفر مامور حکومتی را با لباس شخصی به گلجان وردک میسپارد تابخوبی از قضیه اطلاع حاصل نماید . وخودشاه محمود در پی  خنثی      سازی کودتا وارد عمل میشود ، زمانی که گلجان بادو مامور موصوف وارد جلسه میشود در برابر پرسش آنان که همراهان تو کیستند جواب میدهد که از دوستان ماوشما هستند واینها کسانی است که قبل از ماوشما چنین طرح وبرنامه ای را دنبال می کرده اند ، آنان با اعتمادی که به گلجان داشت اظهارات اورا می پذیرند ، آنان پس از خروج از آخرین جلسه طرح براندازی گفته های گلجان رادر برابر شاه محمود تائید می کنند ، گلجان وردک برای خوش خدمتی واینکه گذشته های ننگین خودرا با لو دادن چنین برنامه ای جبران سازد وبار دگر مورد توجه حکومت قرارگیرد چنین خیانتی را مرتکب شد. لذا امر دستگیری گاوسوار صادر میشود وابراهیم خان قبل از وقوع کودتا دستگیر می شود ، گوئی همه چیز به ابراهیم خان ختم می شد ، پس از دستگیری گاوسوار تمام یارانش مستاصل ودرمانده می شوند واینجا یکبار دگر نقش محوری ابراهیم خان ثابت می شود که حتی دیگر کودتا چیان ازجای هم نمی توانند بجنبند ، سرانجام تمام افراد دستگیر می شوند در جریان شکنجه همگی اعتراف می کنند ، تنها کسی که وحشیانه ترین شکنجه هارا بجان خرید ومقاومت کرد ابراهیم خان بود . شکنجه گران از انواع شکنجه های وحشیانه بهره گرفتند وحتی ده شبانه روز اورا از خواب محروم ساختند ، اما آن کوه ستیغ وشیر سرافراز زبان باز نکرد ، سرانجام پس از فیصله یک طرفه دولت 14 سال و شش ماه و23 روز زندان درسال 1343 دردوران صدارت داکتر محمدیوسف آزاد شد . پس از دستگیری ابراهیم خان تمام برادران وخانواده اش به پل خمری تبعید شدند ، پنج نفر از سران گاوسوار ها ازسال 1329 تا سال 1340 در زندان بدون محاکمه بسربردند وآنان نیز باروی کار آمدن دولت مستعجل داکتر محمد یوسف آزادی خودرا بدست آوردند . ابراهیم خان پس از تحمل چهارده سال زندان بدون محاکمه وکسب آزادی دردهن غوری بغلان تبعید شد، وپس ازآن دفترمبارزات علنی آن رادمردبسته ماند، گرچه گفتنی های بسیاری درمورد این قله سرفرازی وحمیت باقی مانده است .             

مردان غیور وسرداران دلیر دگری نیز دراین دیار قدبرافراشته اندکه مایه عزت ومباهات اند که جز یاد کرد نام شان نمی توان کاری کرد.       

  1. محمد محسن خان                    
  2. میرظفر اشتو
  3. میرکریم آهنگران
  4. سبزعلی برکر                                                                                                                           

                                                                                                                                       

سربلند ، عزت نفس ، کرامت بشری ازویژگیهای ملت غیور افغانستان وچه بسا که میرامور با وجود کمیت ناچیز از کیفیت بالائی نمایندگی میکند ، بیائیداز تفاوت ها یاد بگیریم ، شباهت ها حتی آب زلال وخروشان را بمرداب تبدیل میکند .                                                                             

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 5:2 بعد از ظهر  توسط محمد جواد محسنی   |